السيد الطباطبائي
52
رسائل توحيدى ( فارسى )
از سوى ديگر ، ظاهر روايت دوم ، آن است كه شمارش اسماء ، جزء متن روايت نيست ؛ و مىتوان همين نكته را از روايت اوّل نيز به دست آورد ، زيرا در آن روايت آمده : « وَ هِيَ اللَّهُ ، الا لهُ . . . » . و صد نام را ذكر مىكند . اما اين كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه : « خداوند را نود و نه نام است ، هركه تمام آنها را دريابد ، وارد بهشت گردد » . مضمونى است كه درروايات فراوانى از شيعه وسنّى نقل شده است ، ولى چنانكه به زودى روشن مىشود ، درمقام انحصار نيست ، ولذا ما سخن را به ذكر نامهايى كه در قرآن كريم آمده است ، اختصاص داديم ، علاوه برآنكه مفاهيم نامهاى ديگر ، با شرح معانى و توضيح مبانى نامهايى كه درقرآن وارد شده است ، روشن مىگردد . مبحث دوم : ضابطهء كلى درتفسير اسماء الهى بى ترديد مفاهيمى كه اين نامهاى گرامى در قرآن كريم ، در آن استعمال شده است ، مطابق با مصاديق خارجى آنها مىباشد ؛ و ديگر استعمالها نيز پيرو استعمالات قرآن است ؛ و شكى نيست كه خداوند سبحان را كمالات و اوصاف موجود و حقيقى است كه از آنها يا از پارهاى از آنها به وسيله اين تعبيرهاى قرآنى ، پرده بر گرفته است ، تعبيرهايى كه به صورت مفرد يا مركب و جمله ، دربردارندهء اين نامها مىباشد ، و تمام آنها در مقام ستايش و حمد و اظهار كمال او مىباشد . بنابراين حمل كردن همهء اين نامها بر نفى نقص ، دور از طريق اعتدال ، و انحرافى است كه وجدان ، بركذب آن ، شهادت مىدهد ؛ علاوه بر آنكه چنين چيزى اولًا : بازگشت همهء كمالات ذاتى به عدم و تهى بودن ذات از كمال موجود را موجب مىگردد كه ادلهء فراوانى ، آن را نفى مىكند و ثانياً : با صرف نظر از كمال وجودى ، [ اين اوصاف ] موجب كمال وامتيازى نمىگردد ، همچنانكه معدوم مطلق نيز چنين است . بنابراين ، تمام نامها ، دربردارنده معانى ثبوتى و غير سلبى مىباشند . و از طرفى اين